X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

یکشنبه 1 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 08:53 ق.ظ

قرص آرام بخش!

 

نوشتن از نادر ابراهیمی کار بسیار سختیه، و بهترین راه شناختش قطعا مرور و بررسی آثار گرانقدرشه،مرحوم نادر ابراهیمی از اون دست نویسنده هایی بود که نوشته هاش عین زندگیش بود و در واقع باورها و شیوه زندگیش به خوبی در نوشته هاش نمایان،از نادر ابراهیمی عزیز آثار بسیاری برجا مانده که یکی از اونها "چهل نامه کوتاه به همسرم" می باشد که بسیار دلنشین و ساده ،حرفهای دلش را به همسرش بیان کرده است.اگر در این روزها زندگی ماشینی شما را سخت خسته و رنجور نموده ،به جای خوردن قرص های آرام بخش سری به این کتاب بزنید!!!!در اینجا بخشهایی از نامه ها را آورده ام،بسی آموختنی است!

"نامه سیزدهم:

عزیز من! زندگی مشترک را نمی توان یک بار به خطر انداخت،و باز انتظار داشت که شکل و محتوایی همچون روزگاران قبل از خطر داشته باشد.چیزی ،قطعا خراب خواهد شد.چیزی فرو خواهد ریخت.چیزی دیگرگون خواهد شد.چیزی- به عظمت حرمت-که بازسازی و ترمیم آن بسی دشوارتر از ساختن چیزی تازه است................

نامه بیستم:

عزیز من! فردا یکبار دیگر،سالروز ازدواج ماست و من که اینجا نشسته ام و صبورانه خط می نویسم هنوز هیچ پیشکشی کوچکی برای تو تدارک ندیده ام.اما این تنها مسئله ای است که هرگز ، به راستی هرگز مرا نگران نکرده است و نیز نخواهد کرد.نگران، نه. اما غمگین ، البته چرا.این در عصر نفرت انگیز شئیی شدن محبت و عشق ، معجزه یی است که ما-من و تو-خوشبختی مان را، نه تنها بر پایه ی پول،بل حتی در رابطه ی با آن نساخته ییم...........................

نامه بیست و یکم:

عزیز من !خوشبختی نامه یی نیست که یکروز نامه رسانی زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد.خوشبختی ساختن عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...به همین سادگی،به خدا به همین سادگی.اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر..........خوشبختی همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است...."

مریم۱آذر88

چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 07:35 ب.ظ

شعری از مرحوم نجدی

 

آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت 

باران را اگر که می بارد به چتر آبی تو 

و چون تو نماز می خوانی من خداپرست شده ام!!  

                                                                       

 

   مرحوم بیژن نجدی

شنبه 23 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 08:58 ق.ظ

بدون شرحی دیگر!

امبیولنس آژیرکشان راه خود را در بزرگراه باز می کند و ناگهان ماشین ها سعی می کنند خود را به پشت امبیولنس رسانده تا از فرصت طلایی و راه باز شده نهایت استفاده را ببرند ، باید ببینید این تقلا زدن زشت را در هنگام جلو زدن از همدیگر برای رسیدن به مسیر ویژه ! می خواهم بهتر برانم. 

 

آیا می دانید مقبره جلال آل احمد در مسجد فیروزآبادی و مقبره دهخدا در ابن بابویه شهر ری است؟ وظیفه مان است اگر می توانیم به زیارتشان رویم. می خواهم بروم زیارتشان.  

 

حلق کو نبود سزای آن شراب     آن بریده به به شمشیر و ضراب

دیده کو نبود ز وصلش در فره     آن چنان دیده سپید و کور به

گوش کان نبود سزای راز او         برکنش که نبود آن بر سر نکو

اندر آن دستی که نبود آن نصاب   آن شکسته به، به ساطور قصاب

آن چنان پایی که از رفتار او         جان نپیوندد به نرگس زار او

آن چنان پا در حدید اولیترست    کانچنان پا عاقبت درد سر است

                                                                 

                                                         مثنوی دفتر ششم

مریم23آبان88

1 2 >>