X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

چهارشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 11:57 ق.ظ

نوروز فرخنده باد

با آرزوی شادی سلامتی و آزادی در سال۱۳۸۹  

نوروز فرخنده باد 

یکشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 10:38 ق.ظ

روز جهانی زن

 

هشتم مارس روز جهانی زن 

زن بودن در این دنیای وانفسا که خشونت،تجاوز،جنگ،کشتار،گستاخی و آلودگی  بیداد می کند،نعمتی است شگفت  انگیز ، که با حضورش به زندگی عطر وطعمی میبخشد سخت خوش،عطری که یادآور پاکترین گلهای بهاری است،و شما را به یاد روزهای خوش و آرام می اندازد، بی شک حضور زن زندگیتان را گرم می کند،حتی در زمانه ای که سلامتان را به سختی پاسخ می دهند،چه بسیارند روزهایی که نیاز به آرامش دارید،و می خواهید کسی آرامتان کند،نوازشتان کند وآغوشش را به رویتان بگستراند ، این زن است که چون تسکین دهنده ای بی نظیر عمل می کند،زنی که می تواند مادرتان باشد،خواهرتان باشد و یا همسر و دوستتان،این زن است که می توانید از دریچه چشم او ظرافت را ببینید و ملاطفت را،وقطعا می توان با او زندگی را رنگ رنگی دید،مثل رنگین کمان پس از باران ، چرا که زن خود باران است ! زنان بهشت را به خانه هایتان می آورند،و  شما را با مفهوم مهربانی،دل نازکی ودل بستگی آشنا می کنند، اما صد افسوس که همین زنان که نمایانگر مهر بی قید و شرطند ، سالهاست که جنس دوم نامگذاری شده و از بسیاری از حقوق انسانی خویش محروم،زنان که پرورنده کودکان هستند،چه بسیار که قربانی خشونت مرد شده،کتک می خورند،مورد تجاوز قرار می گیرند و سخت آسیب می بینند،چه بسیار زنانی که از سوادآموزی محروم مانده و بی سواد و کور بار می آیند ،چه بسیار زنانی که از طرف مردان که خود را وکیل و سرور زن می دانند از ادامه تحصیل باز مانده و یا با آموخته های خود از ورود به بازار کار منع می شوند،و چه حیف که جامعه بخشی از نیروی فعال خود را در کنج خانه ها زندانی می کند و از عطر حضورشان در جامعه محروم می گردد،آرزوی قلبی من این است که دیگر هیچ زن و دختری در این دیار بی سواد نباشد،فرصت تحصیل به همه دختران داده شود،بازار کار متناسب با نیازها و استعدادهایش گسترش یابد،و دیگر هیچ زنی به اجبار به خانه بخت فرستاده نشود،آرزوی من حقوق برابر با مردان است،چرا که آن را حق مسلم زن می دانم،بیایید فرهنگ مهرورزی با زن را در جامعه مردسالار ایران گسترش دهیم تا روزی که زن را نیز برابر با مردان بدانند، و هیچ دختری از زن بودن خود در این مملکت سرخورده نباشد،بلکه افتخار کند که زن آفریده شده،زنی که با حضورش عطر گل مریم و بهار نارنج را به جامعه می آورد،و سنجاقک ها را و قاصدک ها را.

                                                                        مریم 16 اسفند88

پنج‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 07:22 ب.ظ

تو کجایی؟

بس هوا تاریک،

من دلم بی طاقت ،دل من بی تاب است

من چه تنها هستم ،و تو حاضر غایب!

مهر و احساس وجودم به هم آمیخت به ناگاه

و من از مهر تو سرشار ،منیت را زیر پا بنهادم !

من به خود می گویم:تا به کی مهر نهانی؟بس است!

تا به کی خواستنی پنهانی

من به ناگاه شدم پر ز شعور و خواهش

و تو چون ماه پناهنده شدی در پس ابر

و من شرمزده با تب و تابی رنجور

منتظر در پی پاسخ

تو کجایی؟!

مریم 13 اسفند88

1 2 >>