X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

سه‌شنبه 1 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 07:37 ق.ظ

اولین روز تابستان!

برای تابستان های کودکیم با همه خاطراتش 

 

گرما،آب خنک،شربت سکنجبین،شربت به لیمو،رب گوجه درست کردن تو حیاط،روزهای بلند تابستان،بازی با بچه های کوچه،صبح خوابیدن تا لنگ ظهر، نون تافتون،پنیر،چای شیرین،سینما بلوار کشاورز، تئاتر پارک لاله ،یخمک های بقالی سر کوچه،کباب های ظهر جمعه، نخوابیدن های بعد از ظهر، شلنگ آب، آب بازی تو کوچه ، شستن حیاط، عطر محبوبه های شب باغچه ،گل شاه پسند، نقاشی با آبرنگ، شلوارهای چیت گل گلی ،دوش آب سرد، پشه بند ، پارچ آب یخ، ماست و خیار، کولر، پنکه ، شلوارک، پاهای زخمی، دوچرخه بازی، جمع  کردن کتاب های درسی،کمد های خالی، وز وز پشه ها در شب، مگس کش، دمپایی پلاستیکی ،گیلاس ، گوجه سبز ،آش گوجه ،دلبری از پسرهای کوچه، عاشق شدن ها ، شیطنت های بعد از ظهر، سریال های آبکی تلویزیون، نوشتن دفتر خاطرات، کتاب ، گرما ،خوشی ،زندگی ، مامان جوان بود، مهناز زنده بود.......................

 

مریم اولین روز تابستان89