X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 03:34 ب.ظ

به اسب شاه گفتیم یابو؟!

به اسب شاه گفتیم یابو؟!

ای بابا مگه تو این زمونه میشه از کسی انتقاد کرد؟هیچ کسی تاب شنیدن انتقاد رو نداره،اصلا ما دوست داریم مدام ازمون تعریف کنند،بدمون میاد یکی رک و پوست کنده بهمون بگه: فلانی اینجای کارت می لنگه! فرقی هم نمی کنه چه کاره باشیم، نه اونایی که اون بالا بالاها نشستند،تاب انتقاد رو دارند، نه دیگر مردم، نه حتی خود من ! نمونه میخواین؟ همین 4 شنبه گذشته بر روی میز کارم نمک ریخت و امروز که یکشنبه است هنوز این خرده نمک ها بر روی میزمه.گوشی رو بر میدارم و به مسئول نظافتچی های شرکتمون زنگ میزنم، با احترام میگم: " آقا ببخشید از 4 شنبه این خرده نمک ها رو میزم تمیز نشده!!میشه لطفا به کسی که این اتاقو تمیز میکنه بفرمایید یه دستمال رو میز من بکشه."چند دقیقه بعد مسئول نظافت به همراه کسی که اتاق منو تمیز می کنه،به اتاق میان.میگم:" اینجا از 4 شنبه تمیز نشده! " نظافتچی که از انتقاد من خشمگینه !زیر بار نمیره و با ناراحتی از اتاق بیرون میره. چند دقیقه بعد مسئول نظافتچی ها با یک نظافتچی دیگر که نظافت اتاق من ، وظیفه او نیست، داخل اتاق شده و به من میگن : " نظافتچی ای که اتاق شمارو تمیز میکنه ،ناراحت شده که بهش این حرفو زدید" من هم که از این همه رفت و آمد فقط برای یک انتقاد کوچولو خسته شده بودم،گفتم:" ای بابا مگه چی گفتم؟به اسب شاه گفتم یابو؟! قهر کردن و ناراحتی نداره که! گفتم تمیز نکردی،امروز عصر تمیز کن این لشکر کشی دیگه چه صیغه ایه؟! با آدم کاری می کنید،که پشیمون میشه از حرفی که زده" بله شاید بهتر بود خودم دستمال بر میداشتم و میزمو تمیز می کردم، تا خدای نکرده به کسی بر نخوره!!! این کوچکترین نمونه عدم انتقاد پذیری بود،قطعا شما هم نمونه های دیگری رو سراغ دارید که نشانگر این امر هست که ما مردمان انتقادپذیری نیستیم،و ترجیح میدیم به جای نقد،مدح بشنویم!

مریم 17 خرداد88