X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 11:01 ق.ظ

کافیه باشه کافیه پیداش کنی!

کافیه باشه کافیه پیداش کنی،کسی که با تمام وجودش سعی در شناخت تو داره و با همه مهری که در دلش جاریه، به تو محبت می کنه و سعی می کنه همراه تو باشه،همدم تو باشه ،دوست تو باشه.دوستی که وقتی دلت گرفته،باهات حرف می زنه تا دلت رو باز کنه، وقتی خسته ای، خستگیتو از تنت در میاره،وقتی دلت می خواد برای کسی حرف بزنی، کنارت مینشینه و با تمام وجودش به حرفات گوش میده،دوستی که وقتی احساساتت به اوج میرسه،کنارته و با تو همراه میشه در این هیجان ها و احساسات!کافیه باشه کافیه پیداش کنی، اونوقته که میتونی آخرهفته ها که دلت سخت گرفته و دلت می خواد از خونه بزنی بیرون،دستشو بگیری و باهاش بری سینما ،میتونی دستشو بگیری و بری پارک  قدم بزنی تا هوای بهاری رو استنشاق کنی،کافیه باشه کافیه پیداش کنی ، تا در آغوشش قرار بگیری و براش کتاب بخونی! با تمام شور و اشتیاقت آخرین کتابی رو که خوندی نقد کنی، در باره یه فیلم ،یه کتاب،یه حادثه براش سخن بگی و اون با اشتیاق تمام همراهیت کنه،باهات بحث کنه،همراه با تو نقد کنه و برات بگه از تنهاییاش،از شادیاش،از دغدغه هاش و از آرزوهاش ! و تو گوش کنی و با تمام احساست همراهیش کنی!کافیه باشه کافیه پیداش کنی ، تا سرت رو بذاری رو سینش و با گرماش گرم بشی و وقتی سردشه گرمش کنی و وقتی سردته گرمت کنه!کافیه باشه کافیه پیداش کنی تا همراه باهاش در حالی که سخت در آغوش گرفتیش به صدای محمد نوری گوش فرا بدی که داره می خونه:

نمیشه غصه مارو یه لحظه تنها بذاره

نمیشه این قافله مارو تو خواب جا بذاره

دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلا

که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره

دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دوتارو

ببره از اینجا و اونور ابرا  بذاره

تو دلت بوسه می خواد من میدونم اما لبت

سر هر جمله دلش می خواد یه اما بذاره

بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باشو بذار

همه دنیا منو همیشه تنها بذاره

من می خوام تا آخر دنیا تماشات بکنم

اگه زندگی برام چشم تماشا بذاره

مریم 5 خرداد