X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 01:57 ب.ظ

من یک زنم

من یک زنم و زنانگی من بی لاک ناخن چیزی کم دارد!! من یک زنم و تنها منم که میدانم چه سان خود رابیارایم. در حالی که سرخاب بر گونه هایم میزنم  ، دلم می خواهد خود را در آینه بنگرم و زنانگی من چیزی کم دارد اگر ناخن هایم را نیارایم !!! النگوهایم را به دستهایم می آویزم ، دستهایم را تکان می دهم ،چه صدای دلپذیری دارد النگوهایم! از مادرم میخواهم گردن بند طلایم را به گردنم اندازد،در حالی که آرزو می کنم ای کاش مرد زندگیم را یافته بودم تا همینک او گردن بندم را می آویخت !! من یک زنم و تنها من میدانم که چه شکوهی دارد لحظه ای که مردی گردن بندت را می آویزد !!! موهایم را شانه میزنم ،دلم می خواهد باد در موهای خرمایی ام بپیچد ! تنها من میدانم که چه رایحه دلنوازی دارد موهایم !!!گوشوارم را بر دو گوشم می آویزم و دوباره به آینه می نگرم.کفش هایم!کفش های تق تقیم را به پا می کنم،مادرم میگوید :"مریم چه زیبا شده ای" میخندم و دلم می خواهد مرد زندگیم را یافته بودم تا او به من میگفت:"مریم چه زیبا شده ای" من یک زنم و تنها من میدانم که زنانگیم بی مرد چیزی کم دارد!!!!

مریم 20 بهمن 87