X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

سه‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1387 ساعت 11:46 ق.ظ

دستکش

دستکش 

 

تا حالا این حس بهتون دست داده که شما برای انجام کار خاصی مامور شدین !! این کارخاص ، حتما نباید کار خیلی مهمی باشه ، مهم اینه که شما از طرف خدا مامور شدین تا اون کارخاصو انجام بدین !! آخه میدونید من چندساله مامور شدم تا سوزن هایی رو که به طور ناخودآگاه میفته رو زمین ببینم  و اونا رو از رو زمین بردارم،چند سالی هست  که من این کارو انجام میدم، وظیفمو خیلی دوست دارم ، چون باعث میشه سوزن تو پای خیلیا نره و اونا آسیب نبینن ! اما دیشب یه اتفاق دیگه افتاد که مطمئن شدم علاوه بر ماموریت قبلی یک وظیفه دیگه هم به من محول شده! اینکه هرسال اول زمستون یه جفت دستکش چرمی اعلا تو تاکسی جا بذارم.پارسال که برای اولین بار این اتفاق برام افتاد، فکر نمیکردم مامور شدم!!! ولی دیشب دوباره یه جفت دستکش چرمو تو تاکسی جا گذشتم! و البته کلی غصه خوردم چون دستکشمو خیلی دوست داشتم و این دومین بار بود که این اتفاق برام تکرار میشد!! با اتفاق دیشب دیگه مطمئن شدم ماموریت جدیدم اینه که اول زمستون یه جفت دستکش گم کنم تا یه آدم فقیر که پول نداره  دستکش چرمی بخره ،اونو پیدا کنه و دستاش با اون گرم بشه!  مطمئنم اونی که دستکشهای منو پیدا میکنه بیشتر از من به اونا احتیاج داره.خداروشکر  هنوز اونقدر دوستم داره که منو برای انجام بعضی از کارها انتخاب می کنه!

مریم-۲۶ آذرماه

مامور برداشتن سوزن از رو زمین و با حفظ سمت مامور گم کردن  

دستکش چرمی در ابتدای زمستون