X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

شنبه 10 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 10:47 ق.ظ

از عشق و شیاطین دیگر!

داخل بزرگراه صدر بودم. از دور یه ماشین پراید با آرم مسافرکش نزدیک شد، دست تکون دادم و داد زدم: مستقیم سر شریعتی، سوار شدم، راننده پسر جوونی بود، گفت: خانم منو با سرعت 120 تا نگه داشتی برای سر شریعتی!!!!!  فکر کنم انتظار داشت وقتی نگه داشت بهش بگم: دربست اهواز ! 

 

پشت شیشه یک ماشین نوشته شده بود: camel see,not see  بدون اغراق چند ثانیه ای فکر کردم تا منظورشون رو دریافتم!!! کجایید ای ادیبان زبان شناس، کجایید تا ببینید زبان انگلیسی را به چه روز انداخته اند! 

 

خانم ها آقایان ملتمسانه ازتون خواهش میکنم، از دیدن کانال مسموم فارسی وان خودداری نمایید، باور کنید دست کمی از کانال های آنچنانی ماهواره ندارد، فکر و احساس و رفتار خانواده تان را نابود میکند، حیف آن چشم ها، وقت عزیز و روح لطیفتون نیست که پای اون برنامه های مفتضح  به هدر میدهید!!! 

 

مشغول خواندن کتاب" از عشق و شیاطین دیگر" گا بریل گارسیا مارکز هستم. پیشنهاد خوبی است برای شبهای پاییزی خنک زیبایتان. 

 

مریم10مهر 89