X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

سه‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 11:07 ق.ظ

یارداری!

یارداری

همه مان به دنبال کیمیای سعادت میگردیم،همه کیمیا می خواهیم اما کیمیاهامان فرق دارند، برای بعضی ثروت است،برای بعضی قدرت،بعضی سواد و تحصیلات،بعضی زیبایی،بعضی نیز دوست،مهر،همراه،یار ! کیمیاها بسیارند و طالبانشان بسیارتر! اگر کیمیایت یار باشد ،جستجو  می کنی دنیا را ، پی دوست میگردی،درست مثل شازده کوچولو،پی دوست،پی رفیق،پی همدم،آنقدر جستجو می کنی تا بیابیش،دوست را می گویم و اگر بیابیش،گویی ریسمانت را یافته ای،و آنگاه سخت ریسمانت را در بغل میگیری، ریسمان چیست؟وسیله نجات است،چنگ میزنیم بر ریسمان تا نیفتیم تا سقوط نکنیم،تا به اوج برویم،وقتی دوست می یابی به امید یافتن کیمیای سعادت دل میدهی،دل میبندی، دل میبری و دل می نوازی ! و آنگاه است که احساساتت بروز می کند،سرکشی می کند،آری دیگر عنان هیجانت دست خودت نیست،می تازد،افسار گسیخته،دیگر در وجودت خون نیست،مهر است ،هر دقیقه و هر ساعت مهر است که در دلت می آید و می رود،یاد دوست،یاد او !  و گاه روحت سخت بی تابی می کند برای دلدار، می خواهد محکم تر بر زمین گام بر دارد،با خیالی قوی تر،می خواهد به خودش و به دنیا بگوید، تنها نیستم، یاردارم ! ریسمانم را یافته ام،من دیگر در عکس ها تنها به دوربین لبخند نمیزنم، کیمیای سعادت را یافته ام . آری آن زمان است که وقتی دلت تنگ می شود،کوچک می شود، میگیرد، به دلدار می گویی و او دلت را می نوازد،نازت را می خرد ،قربان صدقه ات می رود،و وقتی تو می گویی نمی خواهی قربان صدقه ات رود،باز خود را فدایت می کند،دلت را می نوازد و مهرت را می بیند، و آنگاه  است که تو آرام می شوی و دلت می خواهد در چشمانش بنگری و به او بگویی : تصدقت گردم،شما چقدر دل انگیزید !

مریم16 شهریور89