X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

چهارشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 03:19 ب.ظ

طلا و مس

طلا  و مس ، به کارگردانی همایون اسعدیان ، روایتگر زندگی طلبه ای است جوان که با زن و فرزندان به قصد کسب علم از نیشابور به تهران می آید،هنوز چند وقتی از پایتخت نشینی این زوج جوان نگذشته که ناگهان زن بیمار می شود، بیماری ms ! زن دیگر قادر به انجام وظایفش نیست ! طلبه جوان به ناچار وظایف زندگی را به عهده میگیرد،و به همین سبب اندک اندک نوع نگاهش به زندگی زناشویی و عاطفی تغییر می کند. فیلم نشانگر احساس و عاطفه بین زن و مرد سنتی ایرانی است، احساس و علاقه ای که به ندرت بیان می شود،و اگر هم میلی به بیان باشد، غیرمستقیم است و با شرمندگی!!!گویی بیان علاقه زن و مرد به هم گناهی است صعب !! مرد طلبه اندک اندک با بیماری زن به عشق پی برده و سعی در بیان این مهر پاک بی آلایش به همسرش دارد ،در جایی از فیلم شانه سر صورتی رنگی را به زنش هدیه می دهد و می گوید: می خواهم در مقابل رویم موهایت را شانه بزنی ! و چه سان زن از شرم گونه هایش سرخ می شود ودر دلش قند آب !!!

مرد کم کم می آموزد که می توان مهر را نشان داد با چیزهایی کوچک و می توان بیان کرد عشقی را که در دل است و دل را سخت می لرزاند،و پاها را محکم می کند بر زمین!! آری هر آنچه که در عالم استوار است از عشق است ، و چه سعادتمندند آنان که مهرشان را بیان می کنند و چه سان خوشبختند آنان که هر روز  و هر شب می شنوند این لطیف واژه آرامش بخش را و قصه این طلبه جوان تا بدانجا پیش می رود که سرانجام مرد شرم را کنار گذارده و مستقیم به بیان مهرش به همسرش می پردازد،و در پی این ابراز علاقه آنچنان آرامشی نصیبش می گردد،که قطعا در هیچ حوزه علمیه ای  آن را کسب نخواهد کرد !!!!

مریم5 خرداد89