X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

دوشنبه 30 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 11:07 ق.ظ

توپ شبانه

توپ شبانه-جعفر مدرس صادقی-نشر مرکز-1388

"ما اصلا قصه گو های خوبی نیستیم.ما منظورم مردهاست،شنونده های خوبی هستیم،اما قصه گوهای خوبی نیستیم."

توپ شبانه ،کتابی که منو تا نیمه های شب بیدار نگه داشت،در نهایت نتونست منو راضی به رختخواب بفرسته ! داستان کتاب درباره یک زنه ،زنی که پس از ازدواج،  به همراه همسرش از ایران مهاجرت می کنه ،و در دیار غربت رابطش با همسرش کمرنگ و با دو مرد دیگر وارد رابطه میشه ! جسارت نویسنده عالیه، به خصوص نشون دادن این موضوع که زن شروع به رابطه جنسی با هر دو مرد میکنه ! رابطه ای که ظاهرا عشق و احساسی آنچنانی پشتش نیست،و شاید بتوان ورود زن به دنیای این مردان و برقراری رابطه جنسی با اونها رو حاصل تنهایی،افسردگی و ناامیدی مقطعی اون زن دونست،و اینکه زنان نیز بر خلاف ادعاهایشان می توانند بی عشق وارد رابطه جنسی شوند!! اگر کتاب را باز و خواندنش را شروع کنید،بی شک جذبتان می کند،اما در نهایت داستان انقدر سردستی تمام می شود که به خود می گویید : مگر نویسنده عجله ای برای تمام کردن قصه داشته است؟؟! در پی باردار شدن زنی که به آغوش دو مرد دیگر پناه برده، هر دو مرد از او دوری کرده و او نیز به راحتی به آغوش شوهرش باز می گردد! شوهر نیز ناگهان سر به راه شده و قصه به خوبی و خوشی تمام می شود!!!!  قصه به گونه ای به پایان می رسد، که انتظارش را ندارید، از نویسنده انتظار می رود بهتر و بیشتر  به کنکاش زن و روابطش بپردازد  !! شاید دوری آن دو مرد از زن  را بتوان به خاطر ترس از مسئولیت بچه، باور پذیر تلقی کرد، ولی بازگشت بی دغدغه زن به آغوش شوهرش را نمی توان به راحتی باور کرد ! نویسنده می توانست انتهای داستان را واقع گرایانه تر و با ذکاوت بیشتری بنگارد ! همان گونه که ذهنمان را درگیر این مسئله می کند که بچه ، بچه کدامین مرد است؟؟!!!

مریم30 شهریور 88