X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

یکشنبه 14 تیر‌ماه سال 1388 ساعت 09:02 ب.ظ

شش و بش!

من به خواهرزاده ها و برادرزاده ام میگم جوجه ! آخه همشون مثل جوجه کوچولو، ناز و بامزه هستن! چند روز پیش کنارشون بودم و داشتم سرگرمشون میکردم.بهشون گفتم :    " بلدین چشمک بزنید؟ " یکیشون شروع کرد به باز و بسته کردن جفت چشماش! اون یکی،دستشو گذاشت رو یه چشمش و چشم دیگشو باز و بسته کرد!! خلاصه دردسرتون ندم، هیچ کدومشون بلد نبودن چشمک بزنند و چشمک زدنشون شد مایه خنده من و خودشون!همون موقع بود که یادم اومد به بچه گی های خودم،به نوجوونی هام.یادم میاد من هم وقتی بچه بودم،انجام بعضی کارها برام فوق العاده مهم بود،اونقدر که براش وقت میذاشتم و تمرین میکردم،یکی از اون کارها ،چشمک زدن بود،نمی دونید چقدر تمرین کردم تا سرانجام تونستم چشمک بزنم،وقتی به این فتح بزرگ نائل شدم ، مدام جلوی آینه می ایستادم و به خودم چشمک میزدم،یادم میاد یه بار هم به پسر همسایمون که خیلی دوستش داشتم،چشمک زدم و کلی مشعوف بودم از اینکه منم میتونم چشمک بزنم!! ابرو بالا انداختن هم هنر دیگری بود که در آن دوران تلاش می کردم که بیاموزم، یادمه یکی از همکلاسی هام که بلد بود ابرو بالا بندازه،همیشه به ما پز میداد و برامون ابرو بالا می انداخت! تا اینکه من هم با کلی تمرین ،تونستم یه ابرومو بالا بندازم و چه شادمان شده بودم!! همون روزها بود که برای بابام ابرو بالا انداختم،بابا جان هم دعوام کرد و گفت: "این کارا چیه؟ مگه دختر ابرو بالا میندازه؟" من هم در دلم(در ذهنم) در جوابش گفتم:" خبر نداری به پسر همسایه چشمک هم زده ام!!!! سوت زدن،آدامس باد کردن،و بشکن زدن هم از کارهایی بود که در کودکی و نوجوانی سخت با همسالان در آموختنش رقابت می کردیم تا سرانجام آموختیمش.یادم می آید 14-15 ساله بودم که ازتماشای بابا جان که تخته نرد بازی می کرد،این بازیو آموختم ،انقدر خوشم اومده بود که با خواهرم که او هم تازه این بازی رو آموخته بود،ساعت ها نشستیم و تخته نرد بازی کردیم(جفت شش!شش و بش!)بابا جان دو روز دندان بر روی جگر گذاشت،روز سوم،دعوایمان کرد،آن هم چه دعوایی!!گفت: " آخه مگه دختر تخته بازی میکنه؟؟؟این کار مردونس،در شان خانم هایی مثل شما نیست." "  ودیگر از آن روز تخته بازی نکردیم،و شدیم همان خانم هایی که پدر جان تعریفش را برایمان کرده بود،دخترهایی که چشمک نمی زنند،تخته نرد بازی نمی کنند،ابرو بالا نمی اندازن!سوت هم نمی زنند.در یک کلام خانمی شدیم برای خودمان!! اما من شک ندارم که اگر دختری داشته باشم، او می تواند،تخته نرد بازی کند،ابرو بالا بیندازد،چشمک بزند وگاهی  هم سوت !! در حالی که هیچ از خانمیش کم نخواهد شد!

مریم14 تیر88