X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

دوشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 08:58 ق.ظ

زنی در بزرگراه

و من زنی تنها در آستانه بزرگراهی پر حادثه

عنوان مطلب برگرفته از شعری از فروغ فرخزاد می باشد."و من زنی تنها در آستانه فصلی سرد" 

*بزرگراه همت، ترافیک سنگین، خودروها متوقف ! موتوری گستاخی که نمی دونم چه چیزی بهش این جسارتو داده ،که فکر می کنه حق داره از لای ماشینها برای خودش راه باز کنه،سعی می کنه از کنار ماشین من رد بشه، ناگهان دسته موتورش به آینه بغل من می خوره و آینه میشکنه!!!

مریم با عصبانیت : آقا زدی آینمو شکوندی!! حواست کجاست؟ وایسا خسارتمو بده.

موتوری با پر رویی:  اگه ندم می خوای چیکار کنی؟؟؟!!

 مریم: مگه شهر هرته!!!؟

در همین اثنا موتوری گازشو گرفت و رفت ! تنها کاری که کردم برداشتن شماره موتور بود. با دیدن اولین ماشین پلیسی که در بزرگراه ایستاده بود ، ماشینو متوقف کردم .

مریم : سلام سرکار ببخشید، موتوری با این شماره پلاک ، آینه بغلمو شکوند و در رفت.میشه کاری کرد؟!

پلیس: خانم راهش اینه که بری شورای حل اختلاف ،شماره پلاک موتور رو بدی و طرح شکایت کنی.شورای حل اختلاف به راهنمایی و رانندگی دستور توقیف موتور رو میده.بعد اگر گشت های ما در شهر موتور رو ببینن، توقیفش می کنند وصاحب موتور باید بیاد شورای حل اختلاف، وقتی در شورا حاضر شد شما در مقابل خودش شکایتتونو مطرح می کنید.

مریم: خوب آقای پلیس موتوریه میاد انکار می کنه!

پلیس: بله انکار می کنه مگر اینکه شما شاهد داشته باشید.....

از اونجایی که خواهرم در ماشین همراهم بود، میتونست شهادت بده ولی میدونید که شهادت یک زن کافی نیست و مورد قبول واقع نمیشه!!!

پلیس: خانم از خیرش بگذرید.......به دردسرش نمی ارزه! 

از اونجایی که دوست نداشتم بابا ماشینو با آینه شکسته ببینه و نگران بشه خودم رفتم و آینشو عوض کردم.مغازه لوازم خودرو:

مریم: آقا آینه بغل اصل شرکت سایپا برای پراید می خوام دارین؟

مغازه دار: بله

چقدر میشه:11.500 تومن

مریم: میشه لطفا برام عوض کنید؟

مغازه دار با کلی منت: من فروشندم عوض کردنش وظیفه من نیست، ولی برات عوض میکنم.

مریم : لطف می کنید،اصله دیگه؟

مغازه دار :خانم اصل شرکتیه مطمئن باش.

آینه عوض میشه. سوار میشم و به سمت خونه حرکت می کنم.ای دل غافل ! آینه کمی کوچکه،وضوحش هم کمه ، تاره. مطمئنم که این آینه اصل و شرکتی نیست!!!.....مرتیکه.......دروغگو...........

مریم4 خرداد88