X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 11:38 ق.ظ

Love me more and more and more

*بچه که بودیم،وقتی مامانمون از ما دور میشد، دنبالش گریه می کردیم.حالا خیلی از اون روزها گذشته ، الان در 27 سالگی، مامانم که داشت میرفت مسافرت، دنبالش گریه کردم! نه که بخوام دنبالش برم، بلکه به خاطر اینکه خونه بدون مامان تنگه!  

 

*دوستان منو آلوده سریالlost     کردند.اونم چه جور آلودگی ای ! در طی2 روز24  قسمتو دیدم.  

 

*خانم منشی عذرخواهی کرد.پذیرفتم.  

 

*دلم به بهار خوش بود، بهار اومد ولی تو نیومدی.تو کی هستی ؟کجایی؟چی کاره ای؟دلم میخواد بهت بگم:

“Love me more and more and more. Kiss me again and again and again.”

 

  

*یه جمله بسیار زیبا شنیدم .جمله ای که درجه مهرانگی قلبمو خیلی برده بالا. شما هم در حظ من از این جمله شریک شید:

“You make my heart go boom boom boom.”

 

 

*نمایشگاه کتاب برقراره،خواهرزادمو با خودم بردم.کلی کتاب خریدیم. در غرفه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بسیاری از کتابهای زمان کودکی خودمو دیدم.وه چه خاطراتی برام زنده شد!

مریم 19 اردیبهشت88