X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 07:12 ب.ظ

کارت تبریک!

  

 

 

میخوام از یه ترس بگم ، بله ترس ! میخوام داستان کارت تبریکیو بگم که هیچگاه به دست کسی که باید برسه نمیرسه!!! برای تبریک سال نو برای یه آقای محترم  کارت تبریکیو انتخاب کردم و یه متن  طولانی داخلش نوشتم ، کارت جالبی بود ! نوشته من گویای تبریک عید بود، اما تصویر روی کارت طرح یه قلب سبز بود با سایه این قلب بر روی دیوار !100 جور فکر به ذهنم رسید ، به خودم گفتم  :نکنه اگه این کارتو بهش بدم چیزی بیشتر از تبریک عید برداشت کنه؟؟؟جوابم این بود : نوشته داخل کارت تبریک که انقدر طولانی نمیشه!!! مریم تو میخوای با این کارت چیزی بگی،یه پیام!! بله کارت من بیشتر از یه کارت تبریک بود، و معنای شروع یه رابطه رو میداد!!!(کارت بودار!!!!)با خودم کلنجار رفتم.بفرستم؟ نفرستم؟ترسیدم و نفرستادم. ترسیدم پیام پنهان منو (شروع رابطه) دریافت کنه!!! ترسیدم از اینکه جواب نه بشنوم. یا بهتره بگم میترسم از اینکه اون آقا پسر پیام پنهان کارتو دریافت کنه، ولی جواب مثبت به شروع رابطه نده،پس این کارت تبریکو بهش نمیدم و تو این چند روز باقی مانده  تا نوروز هم نخواهم داد  ، چرا که میترسم پاسخ مثبتی نگیرم. من میترسم و کارت تبریک اون آقا پسر هیچ گاه به دستش نمیرسه و اون هیچ گاه پیام پنهان کارتو درک نمی کنه!!!!! شاید این خاصیت زنونه ما زنهاست که نمیخوایم جواب نه بشنویم؟ نمیدونم. اما اینو میدونم که من طاقت ندارم جواب منفی بشنوم ، اونم از پسری که با تمام احساسم براش کارت تبریک با یه قلب سبز انتخاب کردم!!!!

یه تیکه از نوشته داخل کارت این بود:"جمع سال8+8+3+1 میشه به 20 دلچسب! پس براتون آرزوی 20 های دلچسبیو در سال 88 میکنم ،از اون بیستها که آدم دلش می خواد به همه نشون بده!"

 

 

مریم24 اسفند 87