X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

جمعه 9 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 12:34 ق.ظ

اصفهان!

 

 

نوشتن درباره اصفهان کار سختیه، چرا که اصفهان شهر بزرگیه ومطمئنم هر کسی که وارد این شهر میشه، سر تعظیم فرود میاره در برابر این همه شکوه و تحسین میکنم معمارانی رو که با تمام اندیشه و احساس ، رفتار هنرمندانه ای رو رقم زدن و این عظمت رو خلق کردن،و باز هم تحسین میکنم شاه عباس صفوی رو که این سان به هنر ارج نهاد و شاهکارهایی در زمانش خلق شد که در جهان یکتاست و اصفهان رو نه تنها نصف جهان بلکه قلب جهان کرد!! چند روز پیش سفری کردم به اصفهان و باید اعتراف کنم با اینکه چندین بار به این شهر بزرگ سفرکردم، هر بار با دیدن اون همه عظمت به وجد میام . اما در این سفر چیزیو تجربه کردم که دلم میخواد دربارش بنویسم . برای بازدید و خرید رفته بودم به بازار فراموش نشدنیه اصفهان که ناگهان یادم اومد برای کاری باید به بابام زنگ بزنم،تلفنم رو از تو کیفم در آوردم، شماره رو گرفتم و دقیقا لحظه ای که گوشی رو به سمت گوشم بردم،  یک آن حس کردم در همچین جای باشکوهی حرف زدن با تلفن همراه نکوهیده است و باید تلفنو قطع کنم! درسته که من این کارو نکردم و با تلفن صحبت کردم! ولی این احساس تا الان همراهمه ومطمئنم روح جمعی حاکم بر میدان نقش جهان و اون بازار باشکوه سبب شد تا اون احساس به من دست بده.به هرحال امیدوارم روزی به جایی برسم که به احترام میراث فرهنگی وطنم در همچین مکانهایی از تلفن همراه استفاده نکنم. نکته دیگه ای که میتونه دل هممون رو به درد بیاره اینه که زاینده رود خشک بود و در این فصل که باید شدت جریان آب هر بازدیدکننده ای رو به نشاط بیاره مردم از داخل زاینده رود خشک عبور میکردند و این دلمو اونقدر به درد آورد که میخوام به خودم و به همه دوستانم بگم که زاینده رود و سی و سه پل و اصفهان بدون آب چیزی کم دارن! پس قدر آب رو بیشتر بدونیم تا  زاینده رود همون زاینده رود باشه و اصفهان همون اصفهان !!

مریم9 اسفند 87