X
تبلیغات
رایتل

واگویه های تنهایی

دوشنبه 16 دی‌ماه سال 1387 ساعت 09:28 ق.ظ

قصه درمانی!

مریض با چهره ای نزار وارد مطب شد،روبروی دکتر نشست و شروع به صحبت کرد، دکتر با دقت گوش می داد. مریض، نالان گفت و گفت.حالا نوبت دکتر بود،دفترچه بیمار رو باز کرد و شروع به نوشتن کرد،نوشت و نوشت .بله داشت قصه تجویز می کرد !! رو کرد به مریض و گفت:"هر شب یه قصه!بعضی از قصه ها رو خودت می خونی،بعضی دیگر رو هم که مشخص کردم ،میدی برات بخونن! داروهاتم تو بیشتر کتابفروشیا پیدا میشه، البته اگه بری خیابون انقلاب بهتره، اونجا همه جور دارویی پیدا میشه!!"                          

مریم 16دی 87